تبليغاتX
کوچه پس کوچه تنهایی

تنهایی دل

 

رنگ سفید برای تو
رنگ سیاه از آن من
تو می گفتی
رقص باران بر گونه های تو
چتری با من
تو می گفتی
آرامشی به وسعت ترانه ها با تو
اندوهی به وسعت دنیا با من
تو می گفتی
و دانستم من که خواهم مرد

kp6aambo1o47x6rui60o.jpg


 

+ تاريـ خ دوشنبه سیزدهم تیر 1390ساعت 17:3 نويسـ نده فهیمه |

 

بعد از آن دیوانگی ها ‚ ای دریغ
باورم ناید که عاقل گشته ام
گوییا او مرده در من کاینچنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام
هر دم از آیینه می پرسم ملول
چیستم دیگر بچشمت
چیستم ؟
لیک در آینه می بینم که وای
سایه ای هم زانچه بودم و نیستم
همچو آن رقاصه هندو بناز
پای میکوبم ولی بر گور خویش
وه که با صد حسرت این ویرانه را
روشنی بخشیده ام از نور خویش
ره نمیجویم بسوی شهر روز
بیگمان در قعر گوری خفته ام
گوهری دارم ولی آن را ز
بیم
در دل مردابها بنهفته ام
می روم ... اما نمیپرسم ز خویش
ره کجا ... ؟ منزل کجا ...؟ مقصود چیست ؟
بوسه می بخشم ولی خود غافلم
کاین دل دیوانه را معبود کیست
او چو در من مرد نا گه هر چه بود
در نگاهم حالتی دیگر گرفت
گوییا شب با دو دست سرد خویش
روح بی تاب مرا در
بر گرفت
آه ... آری ... این منم ... اما چه سود
او که در من بود دیگر نیست نیست
می خروشم زیر لب دیوانه وار
او که در من بود آخر کیست کیست ؟

فروغ فرخزاد


ttflnxhmmg6x6gpapq7.jpg

+ تاريـ خ چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 15:58 نويسـ نده فهیمه |

 

در می زنند

کسانی که تنهایی شان بر دوش و

فراخ حوصله شان تنگ

من خسته ام

لبالب از میل عمیق

در می زنند

و من خسته ام از گشودن درهای بی دلیل

از دیدن و

شنیدن و

گفتن

+ تاريـ خ جمعه ششم خرداد 1390ساعت 13:23 نويسـ نده فهیمه |

 

فریادم در سینه گمگشته
و نگاهم
در تبسم یک لبخند خشک
مات!
آشنای آیین و غریبه کیش!
دیر صبحی است
که
دلم تنگ است
و روحم
در اندیشه ی عروج بی پایان
چون شمع می سوزد
و در پیچ و خم شطرنج زندگی
گاه کیشم و گاه مات

 

zz7jkaypffa66deqq9c.jpg

 

 

+ تاريـ خ پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 19:49 نويسـ نده فهیمه |

 

 9yie493p5bo2i3gvdyh8.jpg

 

+ تاريـ خ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 22:58 نويسـ نده فهیمه

 

بر روی درختی
کندم نشان عشق
شیرابه ای آمد برون
نشان جان عشق
شرمنده
به راه خود رفتم


+ تاريـ خ سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390ساعت 21:59 نويسـ نده فهیمه |

 

و من همچنان تنهایم و این تنهایی

تاریک و تلخ را

هیچ کس درک نمی کند.

 

 

+ تاريـ خ جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 13:40 نويسـ نده فهیمه |

 

من در رقص خیال شادم

چون تو در خیال من

فاتح لحظه های غریبانه ی منی

+ تاريـ خ دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 0:59 نويسـ نده فهیمه |

 

کاش می دانستی
ما را
مجال آن نیست
که روزهای رفته را
از سر گیریم
و لحظه های بی بازگشت را
تمنا کنیم
کاش می دانستی
فردا
چه اندازه دیر است
برای زیستن
و چه اندازه زود
برای مردن
و همیشه واژه ای است پر فریب
کاش می دانستی
یک آلاله را
فرصت یک ستاره نیست
و به ناگاه
بسته خواهد شد
پنجره های دیدار
در اجبار تقدیر
کاش
می دانستی

k2jhnvkazy0tnrvn8ht.jpg

 

+ تاريـ خ دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 18:25 نويسـ نده فهیمه |

 

 

5rki1b2qrst00i38f8au.gif

 

m1pym230pvpshgolbek.jpg

 

 

+ تاريـ خ یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 18:38 نويسـ نده فهیمه

 

چشمانت را
پر از بهانه ی زیستن خواهم کرد
با شکوفه های تک درخت خانه ام
در هر بهار
و برایت خواهم گفت
که یقین
راه درازی است
و گاه
به کوتاهی یک آه

+ تاريـ خ سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 16:12 نويسـ نده فهیمه |

 

9sn0jqnxnf9oc4mjmlg.jpg

zvm8upu06foj4i9mn25.jpg

 

+ تاريـ خ یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 20:58 نويسـ نده فهیمه

 

كدام راه است
كه پای خسته را نشناسد
كدام كوچه
خالی از خاطره است
و كدام دل
هرگز نتپیده
به شوق دیدار
بیا
تا برایت بگویم
از سختی انتظار
كه چگونه
در دیده های بارانی
رنگ هذیان به خود می گیرد

cb17z0uif80md4bq5sj5.jpg

 

+ تاريـ خ پنجشنبه چهارم فروردین 1390ساعت 14:40 نويسـ نده فهیمه |

 

نمی گویم
حالا چرا
بهارهای باقی را
به دیدارم بیا
تا بباری
چون ابر
بر ریشه ی انتظار من
تا برویم
چون گیاه
در جنگل نگاه تو

+ تاريـ خ پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 18:56 نويسـ نده فهیمه |

 

تولد

می آیی با خواهش این و آن

در پوشش آرزوهای دیگران

می روی با هزار آرزوی گران

برای خود

نه برای دیگران

 

۲۱ اسفند تولدمه مبارکم باشه.

 

 

+ تاريـ خ جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 18:30 نويسـ نده فهیمه |

 

میان انتظار و حضور
گلی گذاشته ام
گل میان انتظار و حضور دستمال کوچک سرخی
است
افتاده در گذرگاه
از کی ؟ برای کی ؟

کی رفته
است از این گذر متروک
کی خواهد آمد از متروک دور ؟
میان دو حنجره دو سکوت
گلی گذاشته ام
گلی گذاشته ام میان دو آیا ؟

 

qeqo5lz1w9m4s0jgtnn3.jpg

+ تاريـ خ دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 20:57 نويسـ نده فهیمه |

 

 

تا نهان سازم از تو بار دگر

راز اين خاطر پريشان را

مي كشم بر نگاه ناز آلود

نرم و سنگين حجاب مژگان را

 

دل گرفتار خواهش جانسوز

از خدا راه چاره مي جويم

پارساوار در برابر تو

سخن از زهد و توبه مي گويم

 

آه ... هرگز گمان مبر كه دلم

با زبانم رفيق و همراهست

هر چه گفتم دروغ بود، دروغ

كي ترا گفتم آنچه دلخواهست

 

تو برايم ترانه مي خواني

سخنت جذبه اي نهان دارد

گوئيا خوابم و ترانه تو

از جهاني دگر نشان دارد

 

شايد اينرا شنيده اي كه زنان

در دل «آري» و «نه» به لب دارند

ضعف خود را عيان نمي سازند

رازدار و خموش و مكارند

 

آه، من هم زنم، زني كه دلش

در هواي تو مي زند پر و بال

دوستت دارم اي خيال لطيف

دوستت دارم اي اميد محال

 

فروغ فرخزاد

 

 

 

+ تاريـ خ دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 20:55 نويسـ نده فهیمه |

 

l3f5ew95glv7ztdq2478.jpg

ycd2bug61w6l7k4ddyjv.jpg

 

+ تاريـ خ چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 22:24 نويسـ نده فهیمه |

 

بریز ای اشک ناکامی
بریز از بی سرانجامی
*

که نفرین دلی ، قلبی شکسته
پس این بی سرانجامی نشسته
که آه سینه سوز مهربونی
سر راه مرا از پیش بسته
**

دلم رنجیده از زخم زبونها
به ظاهر مهربونی دیدن از نامهربونها
***

خیال کردم یکی دلسوزمونه
اگه موندیم توی کار زمونه
خیال کردم یکی داره هوای کار مارو
برای گریه هام دل می سوزونه
****

دلم رنجیده از زخم زبونها
به ظاهر مهربونی دیدن از نامهربونها
 

 n0ze34f8nhrsw3ltz1mg.jpg
 
+ تاريـ خ جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 10:31 نويسـ نده فهیمه |

 

دلم یه آغوش میخواد واسه گریه کردن!! بدون هیچ سوال و جواب.فقط گریه

فقط گریه

http://tehranpic.net/images/1s9jkzyglvutlxbzrkva.jpeg

 

+ تاريـ خ پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 20:10 نويسـ نده فهیمه

كدهای جاوا وبلاگ